حسنعلى خان افشار

53

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

پايان‌يافتن زمستان 1268 ق . / 1230 ش . نيز پايان پذيرفت . خوزستان در روزگار شاه مرد سرزمين هموار و حاصل‌خيز خوزستان از كوهپايه‌هاى جنوب‌غربى زاگرس تا كرانه‌هاى شمالى خليج فارس گسترده شده‌است . شرايط زيستى مناسب ، پيدايش شهرنشينى را از هزاره‌ها پيش از ميلاد در آن سبب شده است ولى قرارگرفتن در ميان دو كانون بزرگ جمعيتى : بيابان‌گردان عربستان و كوه‌نشينان زاگرس ، همواره براى چنين سرزمين پرنعمتى حادثه آفرين بوده است . ازاين‌رو تاريخ آن بازتابى از كشمكش با مردم اين دو كانون است . كنكاش دربارهء تاريخ پرماجراى سرزمين خوزستان ، در هر گوشه و زمانى از تاريخ كه بخواهيم ، بىشك مجالى بيش از اين را نيازمند است ؛ با اين وجود براى شناخت رويدادهاى روزگار شاه مرد آن ، نيازمند نگاهى گذرا به رخدادهاى سال‌هاى پيش هستيم . از فروپاشى دولت صفويه و رشد قدرت‌هاى قومى در ايران تا روزگار استقرار و تثبيت قدرت قاجارها در زمان فتحعلى شاه ، قدرت‌هاى مستقل نيز در خوزستان رشد مىكنند . نام‌آورترين اين قدرت‌ها واليان هويزه در غرب ، عرب‌هاى كعبى در جنوب ، كوه‌نشينان بختيارى در شرق و شهرنشينان كهن در شمال هستند . وجود شاهك‌ها و قدرت‌هاى محلى مشكل بزرگ تثبيت و استقرار قدرت قاجارها بود . آنها كه بر خلاف حكومت‌هاى پيشين براى رسيدن به اين هدف ، سياست قاجارى كردن ايران - فرستادن شاهزادگان به حكومت استان‌ها - را در پيش گرفتند ، راهى جز از ميان برداشتن يا ناتوان ساختن قدرت‌هاى ياد شده را نداشتند . براى اجراى چنين سياستى در غرب ايران محمد على ميرزاى دولتشاه ، با تدبيرترين شاهزادهء قاجارى ، برگزيده شد كه از چشمگيرترين كارهاى او در اين راستا محدود كردن قدرت واليان لرستان به منطقهء پشتكوه ، به اطاعت واداشتن اسد خان شيركش و اردوكشى بر سر كعبيان جنوب